نولیبرالیسم به‌عنوان پروژه‌ی طبقاتی / حسن آزاد

از اوایل قرن بیستم آلمان و به‌ویژه آمریکا در رقابت اقتصادی از انگلیس پیشی گرفته بودند، اما قدرت نظامی و نقش سیاسی انگلستان در صحنه‌ی بین‌المللی همچنان موجب تداوم جایگاه هژمونیک و مسلط این کشور تا جنگ جهانی اول بود. در سال‌های بین دو جنگ مراکز متعدد قدرت مانند انگلیس، فرانسه، امریکا و بعدها آلمان بر سر سلطه بر جهان با یکدیگر رقابت می‌کردند، و هیچ‌یک از آنها قادر نبود به قدرت مسلط تبدیل شود. اما پس از جنگ جهانی دوم آمریکا در میان کشورهای سرمایه‌داری نقش مسلط پیدا کرد.

شیوه‌های تولید پیشاسرایه‌داری در ایران-حسن آزاد

گفتار حاضر تلاشی است برای تحلیل ساختار اقتصادی ایران پیشاسرمایه داری با استفاده از مفهوم مارکسیستی » شیوه‌ی تولید » و با الهام از نظرات پری اندرسون و جان فوران که ساختار ایران را ترکیبی از سه شیوه‌ی تولید «سهم کاری» ، «شبانی چادر نشینی» و «پیشه وری» می دانند. این گفتار در عین حال پاسخی است به کسانی که صرفا با اتکا به مارکسیسم روسی و حداکثر شیوه‌ی تولید آسیایی کاربرد روش های ماتریالیسم تاریخی را در تحلیل ایران پیشا سرمایه داری به طورکلی نفی می کنند.

نظرات اقتصادی رزا لوگزامبورگ بخش دوم/ حسن آزاد

رزا لوگزامبورگ بیشتر به خاطر نوشته‌ها و مواضع سیاسی‌اش شهرت دارد، مانند موضع درخشان او در باره‌ی پیوند ضروری بین سوسیالیسم و دموکراسی و نقد بلشویک‌ها به‌خاطر رعایت نکردن این اصل، وهم‌چنین هشدارهای مکرر او به سوسیال دموکراسی در باره‌ی برگشت‌پذیر بودن دست‌آوردهای سیاسی و اقتصادی درجامعه‌ی سرمایه داری: به نظر او هیچ مانع ساختاری و تکامل‌گرایانه در برابر این بازگشت وجود ندارد بجز تغییر توازن طبقاتی به‌نفع طبقات حاکم. پیروزی فاشیسم و نئولیبرالیسم شواهدی است روشن بردرستی هشدارهای او. اما نظرات اقتصادی او به‌ویژه در میان فارسی زبانان کم‌تر مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل ما تلاش می‌کنیم در یک برنامه‌ی گفتاری درسه بخش به نظرات اقتصادی او بپردازیم: بخش نخست- نقد رزا به شمای بازتولید مارکس. بخش دوم – نقد رزا به شمای بازتولید مارکس (قسمت دوم). بخش سوم – نظرات رزا لوگزامبورگ در باره‌ی امپریالیسم و مزد

نظرات اقتصادی رزا لوگزامبورگ بخش نخست / حسن آزاد

رزا لوگزامبورگ بیشتر به خاطر نوشته‌ها و مواضع سیاسی‌اش شهرت دارد، مانند موضع درخشان او در باره‌ی پیوند ضروری بین سوسیالیسم و دموکراسی و نقد بلشویک‌ها به‌خاطر رعایت نکردن این اصل، وهم‌چنین هشدارهای مکرر او به سوسیال دموکراسی در باره‌ی برگشت‌پذیر بودن دست‌آوردهای سیاسی و اقتصادی درجامعه‌ی سرمایه داری: به نظر او هیچ مانع ساختاری و تکامل‌گرایانه در برابر این بازگشت وجود ندارد بجز تغییر توازن طبقاتی به‌نفع طبقات حاکم. پیروزی فاشیسم و نئولیبرالیسم شواهدی است روشن بردرستی هشدارهای او. اما نظرات اقتصادی او به‌ویژه در میان فارسی زبانان کم‌تر مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل ما تلاش می‌کنیم در یک برنامه‌ی گفتاری درسه بخش به نظرات اقتصادی او بپردازیم: بخش نخست- نقد رزا به شمای بازتولید مارکس. بخش دوم – نقد رزا به شمای بازتولید مارکس (قسمت دوم). بخش سوم – نظرات رزا لوگزامبورگ در باره‌ی امپریالیسم و مزد.

نقش طبقه‌ی کارگر در کمون پاریس

رهبری سیاسی رویدادهای انقلابی کمون پاریس در دست کدام طبقه قرار داشت؟ این پرسشی است  مجادله‌برانگیز که تاریخ‌نگاران کمون درباره‌‌ی آن نظرات مختلفی ابراز می‌کنند: برخی مانند رابرت تومس (1999)، راجر گلد (1995) [1] پیشه‌وران شهری را فعال‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین طبقه در شکل‌گیری کمون پاریس می‌دانند. در میان ایرانیان، آقای سعید رهنما نیز از این تز دفاع می‌کند. اما به‌ باور گروهی دیگر نظیر ژاک روژری (1964، 1988) و فلوریان گرامس (2014) [2] طبقه‌ی کارگر در رویدادهای انقلابی کمون نه تنها از لحاظ مشارکت، بلکه در ابتکار عمل و طرح اندیشه‌های نو نیز نقش رهبری را ایفا کرده است

کمون پاریس و دیکتاتوری پرولتاریا

نوشته‌ی پیشِ رو گام کوچکی است در راستای تدوین مشخصات کلی جامعه‌ی بدیل، که صرفا به تجربه‌ی کمون و نظرات مارکس و انگلس درباره‌ی آن می‌پردازد. در گام‌های بعدی به بررسی سایر تجربیات انقلابی و بحث و گفتگو در باره‌ی نظریه‌پردازانی نیاز داریم که دغدغه‌ی جامعه‌ی بدیل چراغ راه‌شان بوده است. بدیهی است که بدون مشارکت جمعی پیمودن این راه میسر نیست.

1 2 3 5