ساختار «سرمایه»: «منطقی» یا «منطقی – تاریخی»؟/ ح. آزاد

یکی از مسائل مورد بحث در خوانش و درک کتاب «سرمایه» از زمان انتشار تا کنون، جایگاه «منطق» و «تاریخ» دربازنمایی دیالکتیکی و ساختار این اثر است. کارل کائوتسکی معتقد بود که مارکس در این اثر اساسا به‌تکامل تاریخی سرمایه‌داری می‌پردازد. برعکس، لنین بعد از مطالعه‌ی منطق هگل (1914) نوشت:
«درک سرمایه‌ی مارکس و به‌خصوص فصل اول آن بدون مطالعه‌ و فهم کامل منطق هگل غیرممکن است. نتیجه می‌گیریم که بعد از نیم قرن هیچ‌یک از مارکسیست‌ها، مارکس را نفهمیده است.» [1]

مارکس و انگلس و به اصطلاح «چشم پوشی» از استراتژی انقلابی/ ح. آزاد

برخی گرایش‌های فکری در فضای آکادمیک و جریان‌های سیاسی مانند سوسیال دمکراسی و آنارشیسم بر این باورند که مارکس و انگلس در اواخر عمر از استراتژی انقلابی دست شسته و به اصلاحات تدریجی از طریق شرکت در انتخابات و پارلمان روی آورده بودند.درنوشته‌‌ی پیش رو صرفا به ارزیابی تاریخی این ادعا می پردازیم. برای روشن شدن این موضوع بهتر است در ابتدا به نقل‌قول‌هائی که مورد استناد طرفداران این دیدگاه قرار می‌گیرد، نگاهی کوتاه بیاندازیم. متاسفانه طرفداران این ادعا نقل قول ها را جدا از متن،جدا از شرایط تاریخی وبدون در نظر گرفتن قسمت‌های حذف شده توسط حزب سوسیال دموکرات در سال 1895 بیان می کنند، در حالیکه غالبا در همان متن، چند سطر بالاتر یا چند سطر پائین تر جملاتی مشاهده می شود که از تحول انقلابی حکایت می‌کند. من در اینجا تلاش می کنم به اغلب موارد نقل شده اشاره کنم.

نقدی بر خوانش مکتب اونو از فرایند مبادله

دیدگاه مکتب اونو درباره‌ی فصل دوم «سرمایه»
«فصل دوم به واقعیت‌های تجربی-تاریخی (توصیفی) مبادله‌ی کالاها به واسطه‌ی پول مربوط می‌شود، نه استنتاج پول از سرشت کالا. از این‌رو اونوئیست‌ها بر این باورند که فصل دوم سرمایه‌ی مارکس درباره‌ی «مبادله» باید به‌عنوان پیوستی (یا مجموعه‌ای از پانوشت‌ها) به فصل اول در باب «کالاها» در نظر گرفته شود»[2]
اکنون با مروری اجمالی بر محتوا و جایگاه فصل دوم در بازنمایی دیالکتیکی نشان داده خواهد شد که اونوئیست‌ها چه درک نادرستی از روش مارکس در استنتاج پول از کالا دارند. برای روشن شدن تفاوت فصل اول و دوم نزد مارکس بهتر است که از یک‌سو، بر پیش‌فرض‌های او درنگ و تأمل کنیم، و از سوی دیگر، سطوح تجرید در این دو فصل را با یک‌دیگر مقایسه کنیم.

مارکسیسم و روش بررسی گروه‌های اجتماعی/نگاهی به نظرات آقای نیکفر

دامنه‌ی تقسیم کاراجتماعی به تولید محدود نیست و از آن فراتر می‌رود و وظایفی نظیر کارهای نظامی، حقوقی اداری و غیره را نیز دربرمی‌گیرد. به همین دلیل لایه‌بندی‌های اجتماعی به طبقات محدود نمی‌شود و شامل گروه‌بندی‌هایی است با جایگاه و وظایف و در نتیجه منافع خاص خود.در شرایطی که طبقات اصلی هنوزانسجام ندارند و از آگاهی، سازماندهی و هویت سیاسی مستقل برخوردار نیستند، نقش این گروه‌های اجتماعی برجسته می‌شود. گفتمان و نوشتار زیر نقدی است بر دیدگاهی که با استفاده از مفاهیم شیوه تولید سرمایه‌داری نظیر کالا، ارزش و غیره، خواهان تحلیل روحانیت شیعه است. ارائه تحلیلی مختصر از این گروه اجتماعی از منظر تقسیم کار اجتماعی گسترده مهم است بدون فروکاستن و یک سان انگاشتن آن با طبقاتی نظیر بورژوازی، خرده‌بورژوازی یا فئودال. و یا نادیده گرفتن بازتاب منافع طبقات اصلی در میان این گروه اجتماعی.

درباره‌ی روش و ساختار سرمایه‌ی مارکس/بازنشر کتابخانه‌ی گرایش مارکسی

آن‌چه می‌خوانید متن نوشتاری سخن‌رانی من پیرامون روش و ساختار سرمایه در سال 2004 میلادی است که در اتاق پالتاکی فوروم سوسیالیستی با مسئولیت زنده‌یاد بهزاد کاظمی و همکاران او ایراد شد…

1 2 3 4