ارزش بدون بت‌وارگی!/نوشته‌ی: النا لوئیزا لانگه

رابطه‌ی کار با ارزش چیست؟

مارکس در نامه‌ای به دوست خود لودویگ کوگلمان درباره‌ی منتقد کتاب سرمایه جلد یک، در ژوئیه 1868 (که یک‌سال پیش از این تاریخ به‌چاپ رسیده‌بود) چنین می‌نویسد:

«در باره‌ی سنترال بلات (Centralblatt) گفتنی است طرف با پذیرش این‌که اگر ارزش، اصولا معنایی داشته باشد، پس باید نتایج مرا پذیرفت، بالاترین امتیاز ممکن را داده‌است. این آدم بداقبال نمی‌داند که حتی اگر فصلی درباره «ارزش» در کتابم نباشد، تحلیل مناسبات واقعی که ارائه می‌دهم، حاوی برهان و اثبات روابط واقعیِ ارزش است. این وراجی‌­ها در مورد ضرورت اثبات مفهوم ارزش صرفا از بی‌اطلاعی کامل، هم در مورد موضوع مورد بررسی و هم نسبت به روش علمی ناشی می‌شود. هر کودکی می‌­داند که اگر ملتی از کارکردن باز ایستد، نمی­‌گویم طی یک سال، بلکه حتی در مدت چند هفته نابود خواهدشد، و همین‌طور هر کودکی می‌­داند که میزان تولید با کمیت­‌های متفاوت نیازهای اجتماعی تناسب دارد و برای این‌کار لازم است که مجموعه­‌ی کار اجتماعی به انواع گوناگون کار با کمیت­‌های معین تقسیم شود… علم دقیقا عبارتست از اثبات این که قانون ارزش چگونه خود را بروز می‌دهد». (مارکس و انگلس، 1988، 68)(1)

مبادله بدون استثمار/نوشته‌ی:النا لوئیزا لانگه

کتاب جدید کوجین کاراتانی با عنوان «ساختار تاریخ جهان» بعد از اثر پیشین او «دگرسنجی: درباب رابطه‌ی کانت و مارکس»(2003)* نشانه‌ی کوشش دیگری از منظری سنت‌شکنانه با نظریه مارکسی به شمار می‌رود. کاراتانی«ساختار تاریخ جهان» را نه با رویکرد متعارف مارکسیسم یعنی شیوه‌ی تولید، بلکه با رهیافت معطوف به شیوه‌های مبادله واکاوی می‌کند. کاراتانی در این اثر، از اشاره‌های مارکس به «مبادله» بهره می‌گیرد. در نوشتار حاضر، من با اتکا به دلایل متنی این نکته را در بوته‌ی آزمون قرار می‌دهم که آیا این درک از مارکس می‌تواند موجه باشد. وانگهی نشان خواهم داد که خوانش کاراتانی از مقولات ارزش، پول، سرمایه و ارزش اضافی از منظر مبادله، از یک بدفهمی ژرف از هدف انتقادی مارکس ریشه می‌گیرد. در نتیجه، کاراتانی نقد سامان‌یافته از استثمار و تولید تهی‌دستی را نادیده می‌گیرد که بخشی از پیش‌فرض‌های اساسی تحلیل مارکس از شیوه‌ی تولید به شمار می‌رود.

نقش کارگران در مدیریت: نمونه‌ی موندراگون/نوشته‌ی: اِل کمیل

این مقاله به‌موضوع تفصیلی و چندبُعدی اقتصاد مجتمع تعاونی‌های کارگری موندراگون* نمی‌پردازد. این مقاله مشارکت کارگران در شرایط کنونی در مدیریت و خودمدیریتی در موندراگون، و به‌ویژه شش ساختار و کارکرد نهادی را به‌طور فشرده مورد واکاوی قرار می‌دهد. کارکردهایی که امکان پیشرفت مشارکت کارگران در مدیریت را فراهم می‌کند.

درباره‌ی روش و ساختار سرمایه‌ی مارکس/بازنشر کتابخانه‌ی گرایش مارکسی

آن‌چه می‌خوانید متن نوشتاری سخن‌رانی من پیرامون روش و ساختار سرمایه در سال 2004 میلادی است که در اتاق پالتاکی فوروم سوسیالیستی با مسئولیت زنده‌یاد بهزاد کاظمی و همکاران او ایراد شد…

آخرین «وصیت‌نامه»انگلس/یک کمدی تراژدیک/ نویسنده: هال دریپر

از دیرباز در بسیاری از محافل سیاسی و آکادمیک (به‌عنوان نمونه کولتی، کولاکوسکی و مایر)* چنین شایع شده است که گویا انگلس در اواخر عمر از استراتژی انقلابی در راه رسیدن به سوسیالیسم دست کشیده و به استراتژی گذار تدریجی و آرام، از طریق صندوق رای و راه پارلمانی روی آوره بود. این اتهام موارد متعددی را در برمی‌گیرد که مشهورترین آن مقدمه انگلس در سال 1895 بر «جنگ داخلی در فرانسه» اثر مارکس می‌باشد.هال دریپر در نوشته‌ی زیر که با کوشش و همکاری ا.هابرکرن در مجلد پنجم از مجموعه 5 جلدی» نظریه انقلاب کارل مارکس» به چاپ رسیده است، تلاش می‌کند تا تحریف و وارونه نشان‌دادن نظرات انگلس را از طرف رهبری حزب سوسیال دموکرات آلمان برملاکند، کسانی که در عین حال از دوستان و همکاران نزدیک انگلس محسوب می‌شدند.

1 5 6 7 8